وکیل پرونده حجر (بخش اول) | شرایط قیومت | سعید اکبری
وکیل پرونده حجر:همه اشخاص معمولا دارای اهلیت تمتع هستند یعنی میتوانند دارای حق باشند مانند حق مالکیت ولی ممکن
است اهلیت استیفا یعنی توانایی اجرای حق نداشته باشند مانند ناتوانی در فروش ملک مانند شخص محجور که نمی تواند ملک
را خود شخصا بفروشد اشخاصی که اهلیت استیفا ندارند محجور نامیده میشوند.
وکیل پرونده حجر (بخش اول) | شرایط قیومت | سعید اکبری
واژه «حجر» در زبان فارسی به معنای منع و جلوگیری است و در حوزه حقوق به مفهوم ممانعت از تصرف فرد در اموال و حقوق مالی خود و انجام اعمال حقوقی مانند قراردادها یا اعلامیهها اشاره دارد. به این ترتیب، افرادی که به دلیل سن کم (زیر سن بلوغ) یا مشکلات و اختلالات ذهنی (مانند جنون) نمیتوانند به طور مستقل در امور مالی و حقوقی خود عمل کنند، تحت عنوان «مهجورین» شناخته میشوند. برای مثال، فردی که به دلیل اختلالات ذهنی نمیتواند ارزش یا موضوعات مالی را درک کند، نمیتواند به راحتی اموال خود را بفروشد. از آنجا که انجام امور حقوقی برای زندگی انسانها ضروری است، این دسته از افراد به حمایتهای قانونی نیاز دارند.
همهی انسانها در طول زندگی خود بهطور طبیعی با مفهوم حجر روبرو میشوند و از این رو، ناگزیرند که در مقاطعی از زندگی، بهصورت قهری، تجربهای از حجر را بگذرانند.

(دوران تولد تا بلوغ=دوره صغر)
جوانانی که به سن بلوغ میرسند، ممکن است به علت عدم برخورداری از رشد کافی برای مدیریت امور خود، همچنان محجور باقی بمانند. در چنین حالتی، اگر فرد مدعی باشد که دارای رشد لازم است، باید از طریق مراجع قضائی اقدام کرده و حکم رشد دریافت کند. همچنین، ممکن است پس از بلوغ به دلایل مختلفی دچار اختلالاتی همچون جنون یا سفه شود که این امر نیز موجب محجوریت او خواهد شد.
مفهوم حجر
حجر به معنای محدودیت در برابر اهلیت استیفا است. اهلیت استیفا به این معناست که افراد میتوانند به صورت شخصی از حقوق خود بهرهبرداری کنند، از جمله فروش اموال خود. در مقابل، کسانی که به دلیل ضعف یا فقدان اهلیت، قادر به انجام اعمال حقوقی مانند خرید و فروش یا اجاره نیستند، محجور شناخته میشوند.
در این مقاله، کوشش شده است که مفهوم حجر به شکلی دقیق و مفصل مورد تحلیل قرار گیرد. بنابراین، ابتدا به بررسی اقسام و ویژگیهای اهلیت خواهیم پرداخت و سپس به تعریف انواع، مبانی و دلایل حجر خواهیم پرداخت.
مبحث اول: اهلیت
اهلیت به معنای توانایی فرد برای برخورداری از حقوق و انجام تکالیف است. در این زمینه، به اهلیت کامل اشاره میشود. با این حال، گاهی اوقات منظور از این اصطلاح تنها توانایی در برخورداری از حقوق یا اجرای آنهاست که به آن اهلیت خاص اطلاق میشود.
در قانون مدنی، واژه اهلیت بیشتر در این مفهوم به کار میرود، بهویژه در مواد ۲۱۰ تا ۲۱۲ و ۱۹۰، همچنین در مواد دیگری که اهلیت را به عنوان یکی از شرایط اساسی معاملات معرفی کردهاند.

اهلیت دارا شدن حق
اهلیت برای برخورداری از حقوق در مواد ۹۵۶، ۹۵۷ و ۹۵۹ قانون مدنی به زبان فارسی بهعنوان اهلیت تمتع، اهلیت تملک و اهلیت استحقاق شناخته میشود. این مفهوم به معنای صلاحیت برای مالکیت داراییها، مانند مثالهایی از داراییها، است.
اهلیت اجرای حق
اهلیت برای به دست آوردن حقوق همواره به معنای توانایی اجرای آن نیست. ممکن است فردی حق داشته باشد اما نتواند آن را به اجرا بگذارد. شخصی که دارای حق است یا وظیفهای را بر عهده دارد، تنها زمانی میتواند حق یا تکلیف خود را عملی کند که توانایی و شایستگی لازم را داشته باشد. افرادی که فاقد این اهلیت برای اجرا هستند، در اصطلاح حقوقی به عنوان “محجور” شناخته میشوند.
مبنای اهلیت
مبنای حقوقی اهلیت تمتع، انسان بودن و وجود شخصیت انسانی است. به محض اینکه انسان قدم به زندگی میگذارد، توانایی برخورداری از حقوق را به دست میآورد. حتی قبل از تولد، افراد دارای تمتع ناقص هستند و این توانایی را از زمان تولد تا پایان زندگی حفظ میکنند (ماده ۹۵۶ قانون مدنی).
در مقابل، مبنای اهلیت استیفا عدم محجوریت است، زیرا اراده لازم برای انجام اعمال حقوقی تنها در اشخاص غیر محجور وجود دارد. اگر تشخیص و درک شخص کامل و کافی باشد، اهلیت او نیز در سطح کاملی خواهد بود، مانند فرد رشید که قادر است خوب را از بد و سود را از زیان تمییز دهد و مفاهیم عقود و اعمال حقوقی را بفهمد. اما اگر قدرت تشخیص او به طور کامل توسعه نیافته باشد و تنها بتواند برخی از مسائل را از یکدیگر تفکیک کند، در آن موارد اهلیت خواهد داشت. به این افراد اهلیت نسبی گفته میشود، مانند شخص سفیه که به خاطر نداشتن قدرت کافی در امور مالی، قادر به مدیریت عاقلانه اموال خود نیست و در این موارد فاقد اهلیت است (مواد ۱۲۰۸ و ۱۲۱۴ قانون مدنی).

امری بودن قواعد مربوط به اهلیت
با توجه به این که قوانین مرتبط با اهلیت به مصلحت جامعه وابستهاند و از اهمیت ویژهای برخوردارند، این قوانین به عنوان قواعد آمره و مرتبط با نظم عمومی شناخته میشوند. به طور کلی، قواعدی که برای حمایت از شخصیت فرد، آزادی و سلامت اراده او وضع شدهاند، جنبه امری دارند و نمیتوان بر خلاف آنها توافقی انجام داد. به همین دلیل، هر نوع قراردادی که به سلب اهلیت، چه در زمینه اهلیت تمتع و چه اهلیت استیفا، منجر شود، باطل و غیرمعتبر است (مادههای ۹۵۹ و ۹۶۰ قانون مدنی).
مبحث دوم:حجر
در زبان فارسی، “حجم” به معنای منع است و در اصطلاح حقوقی به مفهوم عدم اهلیت استیفا اشاره دارد. به عبارت دیگر، حجر به معنای ممنوعیت یک شخص از اداره امور خود به طور مستقل و بدون دخالت دیگران به حکم قانون است و همچنین به عدم توانایی قانونی او در اعمال و اجرای حقوق اشاره دارد.
در تعاریف مربوط به حجر، به نظر میرسد که این مفهوم در حقوق معاصر بسیار گستردهتر از آن است که تنها به امور مالی محدود شود. هرچند که حجر معمولاً در زمینههای مالی بیشتر مورد توجه فقیهان و حقوقدانان و قانونگذاران قرار گرفته، اما در مسائل غیرمالی نیز دارای جنبهها و احکام خاص خود است، مانند موضوع طلاق که یک مسئله غیرمالی است و به مسأله محجور مرتبط میشود، یا اقرارهایی که افراد زیرسن مانند صغیر یا سفیه در امور غیرمالی مطرح میکنند. بنابراین، حجر در حقوق ایران به مسائل مالی محدود نمیگردد. به عنوان مثال، مجنون به دلیل حجر کاملی که دارد، از انجام تمامی اعمال حقوقی، چه مالی و چه غیرمالی، منع شده است.

انواع حجر
حجر یکی از مفاهیم بنیادی در حقوق مدنی به شمار میرود که به معنای ممانعت شخص از مدیریت اموال و انجام فعالیتهای قانونی خود به کار میرود. این مفهوم به دلایل مختلفی از جمله سن پایین، جنون، سفاهت یا عدم رشد، بر افرادی لحاظ میشود. در این مقاله به تحلیل انواع حجر و شرایط مرتبط با آن خواهیم پرداخت.
حجر را میتوان به دو دسته اصلی تقسیم کرد: حجر عام و حجر خاص. همچنین این مفهوم قابلیت تقسیمبندی به انواع دیگری را نیز دارد که در ادامه به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
عام و حجر خاص
-
- حجر عام: در این نوع از حجر، فرد به طور کلی از استفاده از حقوق خود و انجام معاملات قانونی محروم است. به عنوان نمونه، حجر مجنون از نوع عام محسوب میشود، زیرا تمامی نشستهای حقوقی او را شامل میگردد و به دلیل عدم وجود اراده، مجنون قادر به انجام هیچگونه عمل حقوقی نیست.
حجر خاص: در این نوع حجر، فرد تنها از برخی تصرفات منع شده است. به عنوان مثال، حجر سفیه (غیر رشید) نمونهای از حجر خاص به شمار میآید، چون فقط شامل مسائل مالی میشود.
- حجر عام: در این نوع از حجر، فرد به طور کلی از استفاده از حقوق خود و انجام معاملات قانونی محروم است. به عنوان نمونه، حجر مجنون از نوع عام محسوب میشود، زیرا تمامی نشستهای حقوقی او را شامل میگردد و به دلیل عدم وجود اراده، مجنون قادر به انجام هیچگونه عمل حقوقی نیست.
حمایتی و حجر سوءظنی
-
- حجر حمایتی: این نوع از حجر به منظور محافظت از فرد محجور اجرا میشود. به عنوان مثال، حجر صغیر به منظور جلوگیری از تصرفات نادرست در اموال او به کار گرفته میشود.
حجر سوء ظن: این نوع حجر به دلیل شک و تردید در قابلیت شخص برای انجام معاملات حقوقی اعمال میگردد. به عنوان نمونه، حجر سفیه به دلیل ناتوانی او در مدیریت صحیح داراییهایش اعمال میشود.
- حجر حمایتی: این نوع از حجر به منظور محافظت از فرد محجور اجرا میشود. به عنوان مثال، حجر صغیر به منظور جلوگیری از تصرفات نادرست در اموال او به کار گرفته میشود.
قانونی و حجر قضایی
-
- حجر قانونی: این نوع حجر بر اساس قوانین موجود اعمال میشود. به عنوان مثال، حجر صغیر به دلیل سن پایین او به صورت قانونی اجرایی میگردد.
حجر قضایی: این نوع حجر به دلیل صدور حکم از سوی دادگاه به مرحله اجرا درمیآید. به عنوان نمونه، حجر مجنون طبق رای دادگاه برقرار میشود.
- حجر قانونی: این نوع حجر بر اساس قوانین موجود اعمال میشود. به عنوان مثال، حجر صغیر به دلیل سن پایین او به صورت قانونی اجرایی میگردد.
مبتنی بر نداشتن اراده و نقص اراده
-
- حجر مبتنی بر فقدان اراده: این نوع حجر به علت نبود اراده در شخص به اجرا درمیآید. نمونهای از آن، حجر مجنون است که به دلیل فقدان اراده اعمال میشود.
حجر مبتنی بر نقص اراده: این نوع حجر به واسطه نواقص موجود در اراده فرد به مرحله اجرا درمیآید. به عنوان مثال، حجر سفیه به خاطر وجود نواقص در اراده و ناتوانی در اتخاذ تصمیمات صحیح برقرار میشود.
- حجر مبتنی بر فقدان اراده: این نوع حجر به علت نبود اراده در شخص به اجرا درمیآید. نمونهای از آن، حجر مجنون است که به دلیل فقدان اراده اعمال میشود.

در امور مالی و غیرمالی
-
- در حوزه امور مالی: این نوع حجر به مسائلی که به تصرفات مالی شخص مرتبط میشود، اشاره دارد. به عنوان مثال، حجر سفیه به دلیل ناتوانی در مدیریت مناسب داراییهای خود اجرا میگردد.
در حوزه امور غیرمالی: این نوع حجر به تصرفات غیرمالی فرد مربوط است. برای نمونه، حجر صغیر در زمینههایی مانند ازدواج نیز اعمال میشود.
- در حوزه امور مالی: این نوع حجر به مسائلی که به تصرفات مالی شخص مرتبط میشود، اشاره دارد. به عنوان مثال، حجر سفیه به دلیل ناتوانی در مدیریت مناسب داراییهای خود اجرا میگردد.
محدود به زمان و حجر عدم محدود به زمان
-
- محدود به زمان: این نوع حجر برای یک دوره زمانی معین اعمال میشود. به عنوان مثال، حجر صغیر تا زمانی که فرد به سن بلوغ برسد، برقرار است.
عدم محدود به زمان: این نوع حجر به مدت زمان نامحدود اجرا میشود. به عنوان مثال، حجر مجنون به دلیل ناتوانی در بازگشت به وضعیت طبیعی خود به صورت دائمی اعمال میگردد.
- محدود به زمان: این نوع حجر برای یک دوره زمانی معین اعمال میشود. به عنوان مثال، حجر صغیر تا زمانی که فرد به سن بلوغ برسد، برقرار است.
حجر یکی از مفاهیم کلیدی در حقوق مدنی است که به دلیل عوامل مختلفی مانند کم سنی، جنون، سفاهت یا نقص رشد بر روی افراد اعمال میشود. انواع مختلف حجر شامل حجر عام و خاص، حجر حمایتی و سوءظنی، حجر قانونی و قضایی، حجر مبتنی بر فقدان اراده و نقص اراده، همچنین حجر در زمینههای مالی و غیرمالی و نیز حجر با محدودیت زمانی و بدون محدودیت زمانی میباشد. آشنایی با این انواع و شرایط مرتبط با آنها میتواند در فهم بهتر حقوق و مسئولیتهای افراد در جامعه موثر باشد.
مبنای حجر
مبانی حجر را میتوان به دو گروه عمده تقسیم کرد: مبنای فقهی و مبنای حقوقی. هر یک از این مبانی دارای اصول و دلایل خاص خود هستند که در ادامه به توضیح آنها خواهیم پرداخت.

دیدگاه فقهی حجر
-
- حمایت از محجور: یکی از اصلیترین دلایل وجود حجر، حمایت از افراد محجور است. در فقه اسلامی، حجر به منظور پیشگیری از زیان و خسارت به شخص محجور و تضمین منافع او اجرا میشود. به عنوان مثال، حجر در مورد صغار به منظور ممانعت از تصرفات نادرست در داراییهای آنها و حفاظت از منافعشان اعمال میشود.
حفظ نظم عمومی: یکی دیگر از دلایل مهم حجر، حفظ نظم عمومی به شمار میرود. در فقه اسلامی، حجر برای جلوگیری از ایجاد اختلال در نظم عمومی و صیانت از حقوق افراد در جامعه به کار گرفته میشود. به عنوان نمونه، حجر در مورد مجانین به منظور جلوگیری از تصرفات نادرست و حفظ نظم عمومی انجام میشود.
- حمایت از محجور: یکی از اصلیترین دلایل وجود حجر، حمایت از افراد محجور است. در فقه اسلامی، حجر به منظور پیشگیری از زیان و خسارت به شخص محجور و تضمین منافع او اجرا میشود. به عنوان مثال، حجر در مورد صغار به منظور ممانعت از تصرفات نادرست در داراییهای آنها و حفاظت از منافعشان اعمال میشود.
نظر حقوقی حجر
-
- عدم توانایی در تصمیمگیری صحیح: یکی از مهمترین مبانی حقوقی حجر، عدم توانایی شخص در تصمیمگیری صحیح است. در حقوق مدنی، حجر به منظور جلوگیری از تصرفات نادرست و حفظ منافع شخص محجور اعمال میشود. برای مثال، حجر سفیه به دلیل عدم توانایی در تصمیمگیری صحیح و مدیریت اموالش اعمال میشود.
- حفظ حقوق افراد جامعه: یکی دیگر از مبانی حقوقی حجر، حفظ حقوق افراد جامعه است. در حقوق مدنی، حجر به منظور جلوگیری از ضرر و زیان به افراد جامعه و حفظ حقوق آنها اعمال میشود. برای مثال، حجر مجنون به منظور جلوگیری از تصرفات نادرست و حفظ حقوق افراد جامعه اعمال میشود.
مبنای حجر در حقوق مدنی و فقه اسلامی به دلایل مختلفی از جمله حمایت از محجور، حفظ نظم عمومی، عدم توانایی در تصمیمگیری
صحیح و حفظ حقوق افراد جامعه اعمال میشود. شناخت این مبانی میتواند به درک بهتر حقوق و وظایف افراد در جامعه کمک کند.
حتماً! در ادامه متن تغییر یافته و بدون لینکهای استنادی را مشاهده میکنید:
انواع محجورین و حدود حجر آنها
حجر یکی از مفاهیم کلیدی در حقوق مدنی است که به معنای منع یا بازداشتن شخص از تصرف در اموال و انجام اعمال حقوقی خود
میباشد. این مفهوم به دلایل مختلفی از جمله سن کم، جنون، سفاهت یا عدم رشد به افراد اعمال میشود. در این مقاله به بررسی
انواع محجورین و حدود حجر آنها میپردازیم.
انواع محجورین
محجورین به سه دسته کلی تقسیم میشوند: صغار، سفیهان و مجانین. هر یک از این دستهها دارای ویژگیها و حدود خاص خود
هستند که در ادامه به تفصیل بررسی میشوند.

صغار
-
- تعریف صغیر: صغیر به کسی گفته میشود که به سن بلوغ نرسیده باشد. در قوانین ایران، سن بلوغ برای پسران ۱۵ سال قمری و برای دختران ۹ سال قمری تعیین شده است.
- انواع صغیر: صغیر به دو دسته صغیر ممیز و صغیر غیرممیز تقسیم میشود.
- صغیر غیرممیز: شخصی است که هنوز قوه درک و تمیز ندارد و نمیتواند خوب را از بد و سود را از زیان تشخیص دهد. تمامی اعمال حقوقی این افراد باطل است.
- صغیر ممیز: شخصی است که دارای قوه درک و تمیز نسبی است و میتواند برخی اعمال حقوقی را انجام دهد. اعمال حقوقی صغیر ممیز به سه دسته تقسیم میشود:
- اعمال صرفاً نافع: اعمالی که هیچ زیانی برای کودک ندارد و صحیح هستند.
- اعمال صرفاً مضر: اعمالی که ذاتاً زیانبار هستند و باطل میباشند.
- اعمالی که احتمال ضرر و منفعت دارند: صحت این اعمال به اجازه ولی بستگی دارد.
سفیهان
-
- تعریف سفیه: سفیه یا غیررشید به شخصی گفته میشود که علیرغم رسیدن به سن بلوغ، توانایی اداره اموال خود را ندارد و تصرفات او در اموالش عاقلانه نیست.
- حدود حجر سفیه: حجر سفیه محدود به امور مالی است و در امور غیرمالی مانند ازدواج و طلاق، حق انجام اعمال حقوقی بدون تأیید ولی یا قیم را دارد.
مجانین
-
- تعریف مجنون: مجنون به کسی گفته میشود که قوه درک و عقل ندارد و به اختلال کامل قوای عقلی مبتلاست.
- حدود حجر مجنون: اعمال حقوقی مجنون چه در امور مالی و چه در غیر آن باطل هستند. مجنون به ولی یا قیم نیاز دارد تا به عنوان نماینده قانونی او، اعمال حقوقی لازم را به نیابت از او انجام دهد.
حجر یکی از مفاهیم مهم در حقوق مدنی است که به دلایل مختلفی از جمله سن کم، جنون، سفاهت یا عدم رشد به افراد اعمال
میشود. انواع محجورین شامل صغار، سفیهان و مجانین میباشند که هر یک دارای ویژگیها و حدود خاص خود هستند. شناخت این
انواع و حدود حجر آنها میتواند به درک بهتر حقوق و وظایف افراد در جامعه کمک کند.